از میدان تحریر تا خیابانهای تهران
تجربهی بیستسالهی حرکتهای مردمی در مصر، بهویژه پس از خیزش ۲۰۱۱، شباهتهای قابل توجهی با چالشهای جنبشهای اعتراضی در ایران دارد. بررسی این شباهتها میتواند هشداری برای آیندهی ایران باشد.
تجربهی بیستسالهی حرکتهای مردمی در مصر، بهویژه پس از خیزش ۲۰۱۱، شباهتهای قابل توجهی با چالشهای جنبشهای اعتراضی در ایران دارد. بررسی این شباهتها میتواند هشداری برای آیندهی ایران باشد.
این مقاله استدلال میکند که کارآمدی عملیاتی و کمـوـزیادِ تلفات و خسارات نمیتواند و نباید معیار مشروعیت اخلاقی یا حقوقی برای تهاجم نظامی به قصد تغییر یک حکومت باشد.
گفتگوی رادیو پیام با عبدی کلانتری و سیاوش شهابی
جامعهی کُرد ساده میشود تا قابل مصرف شود. آنچه به ساختن اسطوره کمک نکند، از میدان دید کنار گذاشته میشود. سیاست به جای آنکه در مدرسه و دانشگاه، کارخانه، محله، تشکل صنفی، یا نهاد مدنی گسترش یابد، در مدار جنگ، آتشبس، مذاکره و بازگشت به جنگ قرار میگیرد.
طعنهآمیز خواهد بود اگر پس از پایان جنگ کنونی، «ایران» به زانو درآید اما جمهوری اسلامیِ ضعیف و زخمخورده به حیات خود ادامه دهد.
درصورت خیزش پیرامون، ممکن است وضعیتی پیش بیاید که در آن دولت مرکزی همچنان در تهران بر سر قدرت باقی بماند، اما در برخی مناطق پیرامونی اقتدار آن تضعیف شود. چنین وضعیتهایی میتواند به شکلگیری مناطق نیمهخودمختار منجر شود.
در دیماه بیشک یکی از هولناکترین جنایتهای تاریخ مدرن ایران به وقوع پیوست. این مقاله نشان میدهد که تولید امید سیاسی در شرایط اقتدارگرایانه میتواند همزمان نیروی محرک بسیج و زمینهساز برآورد نادرستِ ریسک باشد.
«زن، زندگی، آزادی» یک قیام تکثرگرا بود. رسانههای دیاسپورا از طریق بازتعریف ناسیونالیستیِ آن در یک چارچوببندی تمرکزگرا، آنرا به یک روایت تکصدایی از «وحدت» تبدیل کردند که خود وسیلهای برای حذف شد.
تحریمها فقط فقر نیاوردهاند بلکه یک اقتصاد سیاسی مشخص ساختهاند که در آن دلالیِ رانتی، انحصار واردات، قراردادهای «خودیها» موتور واقعی سود میشود. همینجاست که تحلیل باید از «تحریم» عبور کند و به «دولت» برسد و درست همینجاست که گفتوگوی تیپیک ضداستعماری تبدیل به محصول تبلیغاتیِ رژیم سرکوب می شود.
مطالبات اقتصادی در ایران ذاتاً سیاسیاند. اقتصاد نمیتواند از سیاست جدا باشد، این اعتراضات همچون جنبش «زن، زندگی، آزادی» جنبشی فراطبقاتی و متکثر است؛ که میتواند چهرهی مشخص جنبشهای اجتماعی قرن بیستویکم باشد. در این تظاهرات، پیوند مطالبات اقتصادی با «منزلت و آزادی انسانی» بهوضوح قابل مشاهده است.
تاریخ لرها مملو از فجایعی است که رژیم پهلوی در حق آنان مرتکب شده است. معما اینجا است که همین رژیم یا طرفداران آن به نحو غریبی موفق شدهاند حافظهٔ تاریخی (شمار نسبتا زیادی از) لرها را چنان دستکاری کنند که قتلعام مردم خود را ناچیز انگاشته و قصابان لرستان را ببخشند.
اگر شما دوستدار ناباکوف یا هنری جیمز باشید و گرههای اخلاقی درهمتنیدهی آثار آنها همراه با تردستی تکنیکی خیرهکنندهشان شما را به تحسین وادارد و همین دانش برای شما دروازهی ورود به درگیریهای ذهنی و اخلاقی کتاب آذر نفیسی باشد، این فیلم شما را ناامید خواهد کرد.