آیا جنگ سوم به وقوع خواهد پیوست؟
یادداشت جمعه برای خبرنامه «ایراندرفت»
یادداشت جمعه برای خبرنامه «ایراندرفت»
عبدی کلانتری
جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵
در گزارشها آمده است که اسرائیل قصد داشته تیم مذاکرهکنندهی ایرانی را ترور کند، اما ترامپ جلوی این اقدام را گرفته است. یعنی این عمو رضایت نداده آن عمو دست به ترور قالیباف، عراقچی و همراهان بزند! این گزارشها پس از روایتهایی منتشر شد که از یک «شکاف» بزرگتر میان کابینههای نتانیاهو و ترامپ حکایت میکردند. ظاهراً این «شکاف» بر سر تفاهمنامه، و احتمال رفع تحریمها در ازای سازش هستهای، شکل گرفته است.
آیا عمو ترامپ قصد دارد با «سر افعی» وارد بندوبست شود و به آرمان مقدس براندازی خیانت کند؟ میدانیم که سر افعی یک بار قطع شد، اما کسی به ما نگفته بود این افعی چند سر دارد!
اینکه این «شکاف» تا چه اندازه واقعی است و تا چه میزان صحنهسازی، بحثهای داغی را به راه انداخته است. این بحثها همزمان به احتمال آغاز «جنگ سوم» مربوط میشوند و به این پرسش که آیا تفاهمنامه نشانهی تسلیم شدن ترامپ به خواستههای جیم الف است، یعنی خیانت به آرمان براندازی، یا فریبکاریای موقت برای باز کردن تنگهی هرمز، رفع بحران نفت و پیامدهایش، خریدن وقت برای پر کردن ذخایر نفتی غرب، و آماده شدن برای حملهی نهایی، یعنی همان تدارکات لازم برای براندازی. حتا شاید پای فرستادن سرباز هم در میان باشد تا مأموریت رژیمچنج سرانجام به فرجام برسد.
شاید عموها دارند برای جیم الف نقش پاسبان خوب، پاسبان بد را بازی میکنند!
شاید هم واقعهای شومتر در حال وقوع باشد: یک نظریهپرداز محور مقامت با لحنی سوگوارانه از کودتای خزندهای به نفع غرب، از یک رژیم چنج زیرپوستی به اسم «بدیم بره» حرف میزند که جلو چشم ما در حال پیاده شدن است. منظور او تسلیم هستهای است. زمامداران جدید میخواهند ما را آمریکایی کنند! او به شدت عزادار معمار بزرگ امنیت ملی، سیدعلی خامنهای، است.
نکتهی جالب، شباهت برخی از نظرهای براندازان اپوزیسیون با مواضع محور مقاومتیهای رادیکال است. در زیر، به شکل سردستی، چند نمونه میآورم. اما برای وضوح بیشتر، بهتر است آنها را در دو دسته قرار بدهیم: شکاف «واقعی» و شکاف «صحنهسازی».
واقعی ـ از جان میرشایمر میپرسند شما که اینهمه دربارهی نفوذ لابی اسرائیل بر سیاست آمریکا تأکید داشتهاید، حالا این «شکاف» را چگونه توضیح میدهید؟ آیا همین شکاف، نظر شما را نقض نمیکند؟ میرشایمر پاسخ میدهد که برای نخستین بار در سیاست آمریکا، استثنایی بر قاعده شکل گرفته است، استثنایی که محصول مستقیم جنگ، و شکست اسرائیل و آمریکا در تحقق هدفهایشان است. ترامپ و جیدی ونس، برای جلوگیری از شکست حزبشان در انتخابات میاندورهای و انتخابات آیندهی ریاستجمهوری، و نیز برای پیشگیری از یک بحران مالی و اقتصادی فراگیر، چارهای نداشتند جز اینکه در برابر جنگطلبی نتانیاهو بایستند. این اختلاف واقعی است. شکاف وجود دارد.
صحنهسازی ـ فواد ایزدی، از متفکران اصلی محور مقاومت، در برنامهی «جدال» این تز را مطرح میکند که همهی گزارشهای مربوط به «شکاف» را باید بخشی از کارزار رسانهای موساد برای گمراه کردن دانست. هدف این کارزار، مانند موارد مشابه در گذشته، آن است که هیأت حاکمهی جمهوری اسلامی را با وعدهی صلح، رفع تحریمها، و ورود سرمایههای غربی سست کند، گارد دفاعی آنها را پایین بیاورد، و سپس، در وقت مساعد، حملهی نظامی را آغاز کند. قطعاً جنگ دیگری در راه است. سر افعی نباید مخمور و نشئه شود! حرفهای ترامپ و جیدی ونس فقط برای فرونشاندن اختلال در بازار نفت، جلوگیری از سقوط سهام، و تجدید قوای رزمی است. صلح با غرب یک فریب است. میان عمو ترامپ و عمو بیبی هیچ شکافی وجود ندارد.
واقعی ـ در ۷ ژوئن، ترامپ به فایننشال تایمز گفت که نتانیاهو «چارهای» جز همراهی با مسیر صلحی که آمریکا با تهران دربارهی آن مذاکره کرده است، نخواهد داشت. وقتی در میانهی مذاکرات تفاهم، اسرائیل لبنان را زیر بمباران سنگین گرفت، اکسیوس، که به اسرائیل نزدیک است، نوشت ترامپ از نتانیاهو پرسیده است: «داری چه غلطی میکنی؟ تو فاکینگ دیوانهای. به خاطر همین چیزهاست که همه از اسرائیل متنفرند.» ترامپ بعداً در گفتوگو با فاکس نیوز، عصبانیت خود را علناً آشکار کرد و گفت از «درگیری مداوم [نتانیاهو] با لبنان» ناراحت است. چرا باید برای کشتن یک رهبر حزبالله، یک محله را با تمام ساکنانش به قتل رساند؟ عمو ترامپ بهناگهان دلرحم شده بود. در اجلاس «جی ۷» در فرانسه نیز گفت: «ما شریک بزرگ هستیم و او [نتانیاهو] شریک بسیار کوچکی است. بدون من، اسرائیلی وجود نخواهد داشت.» جیدی ونس، معاون ترامپ، اخیراً با لحنی تندتر، و حتا توهینآمیزتر، از رفتار اسرائیل در قبال ایران انتقاد کرد. پس شکاف واقعی باید باشد.
صحنهسازی ـ شهران طبری و هوشنگ حسنیاری، دو تحلیلگر راستگرا، در «چشمانداز» (ایران اینترنشنال) میگویند جنگ آینده در راه است. عموها پشت صحنه در حال تدارکاند. آقای حسنیاری، با لبخندی رضایتمندانه، گفت: «علاوه بر حمایت غرب، اسرائیل بمب اتم هم دارد.» پس، بهرغم ناامیدی طیف هواداران پهلوی از عمو ترامپ و توقف ماشین جنگی آنها، و با وجود انزجارشان از نوعی «پوستاندازی» در جیم الف که بر وفق منافع آمریکا باشد، جای نگرانی و یأس نیست. دیر یا زود، بمبافکنهای بشردوستانه دوباره بر فراز ایران جولان خواهند داد. میان عموها شکافی وجود ندارد. اگر گزارشی در این خصوص خواندهاید، نادیده بگیرید. فقط ظاهر قضیه است.
ملاحظه میکنید که آقای ایزدی و همفکرانشان در محور مقاومت، و آن دو تحلیلگر طرفدار اسرائیل، در یک باور با هم همداستاناند: از میان همهی سناریوها، جنگ سوم محتملتر است. هر دو از اینکه صلحی صورت بگیرد و اصلاحطلبان نزدیک به غرب در ایران قدرت بگیرند دلواپساند.
پس از ترور سه رده از مهمترین رهبران هستهی سخت قدرت در جیم الف، هم طرفداران محور مقاومت و هم راستگرایان اپوزیسیون از استحالهی داخلی به سود اصلاحطلبان، با هدایت قالیباف، پزشکیان و عراقچی، نگراناند. اولی از آن رو که استحاله، قابلیت رزمندگی در برابر دشمن صهیونیست را کاهش میدهد و محور مقاومت را ضعیف میکند؛ دومی از این ترس که همین استحاله، عمر جیم الف را برای نسلی دیگر درازتر کند.
از دید راستگرایان ایرانی، یک جمهوری اسلامیِ مطیع و غربگرا، اگر از زیر تحریمها بیرون آمده باشد، ترسناکتر از چهرهی «تروریستی» سپاه و موشکهایش است. از آن طرف هم محور مقاومتیها واهمه دارند روح هاشمی رفسنجانی بالاخره توانسته باشد خدای دههی شصت را اهلی کند.
لابد میپرسید نظر خودت چیست؟ به گمان من، شکاف واقعی است، اما حیاتی نیست. موقت است، نه استراتژیک. با شناختی که از عمو ترامپ داریم، برخلاف عمو بیبی، مغز او روی یک استراتژی واحد و درازمدت حساب باز نکرده است.
یک بخش از مغز او میگوید همانطور که میشود غزه را به کازینو تبدیل کرد، بازار ایران را هم میشود فتح کرد و سود کلانی به جیب زد، با افعی یا بدون افعی! فقط کافی است سبیل بخشی از حاکمان جیم الف را با وعدهی سر خرمنِ صدها میلیارد دلار برای بازسازی چرب کنیم. اما بخش دیگر مغز او میگوید: «آمد و نگرفت، گناه را به گردن جیدی میاندازم، بعد از رفع بحران فعلی، با بیبی یا نفتالی، قال جیم الف را خواهم کند.» این شوخیِ نیمهجدی را ترامپ علناً در پاسخ به خبرنگارها به زبان آورد!
از تصمیمات کاخ سفید که بگذریم، استراتژی درازمدت را کنگرهی آمریکا و سران دو حزب تعیین میکنند، همانها که همه دربست در جیب لابی اسرائیلاند، بهویژه حزب دموکرات. کابینهی ترامپ رفتنی است. پس تا زمانی که جیم الف چموشی کند و دولت اسرائیل را به رسمیت نشناسد، هر میزان سازش و عقبنشینی از سوی افعی اسلامگرا، تغییری در سیاست آمریکا در حمایت از اهداف نظامی اسرائیل نخواهد داد.
اگر اسرائیل جنگ را شروع کند، مطمئن باشید تصمیم مشترک اسرائیل و آمریکاست. اسرائیل به کمتر از رژیمچنج راضی نیست؛ این یک استراتژی درازمدت است. در نتیجه، چه در ایران سپاه قویتر شود و رژیم نظامیگراتر، و چه برعکس، استحالهای به سود اصلاحطلبان متمایل به غرب صورت بگیرد، تضاد و دشمنی دیرینهی جیم الف و اسرائیل لاینحل باقی خواهد ماند.
اسرائیل خواهان ایرانی دیگر است، و اسلامگرایان خواهان اسرائیلی که وجود نداشته باشد! ///
ع. ک.
بیشتر بخوانید از عبدی کلانتری
وقت تنفس ـ درباره تفاهمنامهی ایران و آمریکا
جنگ و مقاومت - گفتگوی رادیو پیام با عبدی کلانتری و سیاوش شهابی (ویدیو و متن نوشتاری)